Advertisement
صفحه اصلي

جديدترين اخبار سايت

بلوك ميبد

 

توكا خانم

 

ببار اي دف

باغ تماشا

 

تاريخ طنز در ايران

 

فرزندان فردا

آوازهای هزارو یک پاییز



سي دي صوتي از اشعار محمود كوير

سي دي صوتي

آزاليا گزيده ي شعر محمود كوير



دفتر شعر محمود كوير

بارانك خانم

دفتر شعر محمود كوير



منتظر نظرات و پيشنهاد هاي سازنده شما هستيم



به سايت خوش آمديد

تاريخ جنبش درويشان

كتاب تاريخ جنبش درويشان

اثري بيادماندني از

محمود كوير




آخرين مطالب
نقدی دیگر
جایزه ادبی
سرگذشت شعر پارسی
آفرینش در شاهنامه
حکمت در شاهنامه
با زال در شاهنامه
باده در میخانه ی حافظ
عشق به رنگ حافظ
کتاب تازه
شهر فرزانگان

با ايرانيان


ساعت و تقويم

آمار سايت
447119 بازديد كننده تا كنون

از اعضا كسي آن لاين نيست

6 مهمان آنلاين

پيامهاي شخصي
شما 0 پيام جديد داريد.

Free counter and web stats



دختران کار و کبوتر  

براى شهر کودکى و جوانى ام : ميبد

 محمود کوير

 ميبد، باغ انار است و كاريز. قنات در قنات، عشق است كه زلال و روان مى خواند.

آسياب ها و كاروانسراها و قلعه ها. همه از خاك و گل.   و آن بادگيرهاى بلند و خنك، همه و همه شاهكارهاى هنر انسانى و تاريخ هنر معمارى و باشكوه ترين بناهاى خشتى اين سرزمين.

باغ در باغ انار و انجير. كوچه باغ هايى كهن و كوچه هايى با سقف هاى بلند و كاهگلى تا آدمى ، دمى از گرماى خورشيد بياسايد...

در پناه ساباطى يا دهانه ى آب انبارى يا جانپناه بادگيرى. بادگیر های بلند عشق. بادگیرهای کبوتر.

تا قنات های مهربان و آبی. کوچه باغ های عشق و جوانی.

میبد شهر کوزه گران باستانی است. شهر زیلوها و پارچه های دستباف است. سفال هایی به رنگ دریا. با چهره هایی از خورشید و ماهی.

میبد، شهر زنان بافنده است. پارچه های دستباف. از کرباس سپید تا رنگ در رنگ پارچه های زیبا.

ميبد از روزگار ساسانيان بدين سو در تاريخ ياد شده است و نارنج قلعه، از بزرگترين بناهاى خشتى ايران و جهان، شاهدى بر اين سخن است.

ميبد، هنوز نيز از مراكز مهم زرتشتيان جهان است.

ميبد،در كنار خود و بر حاشيه كوير، مرواريدى چون پير سبز يا چك چك را دارد، كه نيايشگاه بزرگ زرتشتيان جهان است و يك دنيا سبزى و زيبايى، راز و رمز عرفانی، در خود دارد.

ميبد، هفده روستاى به هم پيوسته بوده است كه روزگارى بر ساحل درياى مركزى ايران بناشده و نام برخى از آنان گواه آن روزگار است: بارچين، بندر آباد و شورك

هنوز روستاهاى مهرجرد و ده آباد، وارسته ترين و استادترين نوازندگان طبل و دهل و دف و شبيه خوانان ايران را در خود دارد.

هنوز گلبانگ عاشقانه و سبز عشق را در كوچه هاى انار و پسته، مى توان از دهان سيد گلاب و غلامحسين شبيه خوان و حسن شمر شنيد .

و در پله هاى خيس و خنك آب انبارها تن و جان به نسيم بادگيرها سپرد.

  و شامگاهى بر پشت بام هاى كاهگلى، دامن دامن ستاره چيد.

افسوس كه اين مرواريد دارد در دل تاريكى هاى روزگار گم مى شود.....

باشد برای مروارید رخشان کویر!

باشد به پاس آن همه قصه، كه از باغ سينه ى مادر   و در شب هاى روستاى سبز خانقاه چيدم.

باشد به ياد دفدف آبى روزگار شادمانى

براى ميبد و ميبدى هاى نازنينم!

 

در باره ی نام میبد، سخن بسیار است. پاره ای آن را گرفته شده از نام سرهنگی از سرهنگان یزدگرد به نام میبدار می دانند.

پاره ای آن را برگرفته از موبد می دانند.

این نیز گمان من است:

در زبان پارسی، این حروف به یکدیگر تبدیل می شوند:

ه به ی

د به ت

پ به ب

گ به ج

چنانکه در همین میبد نام مهرگرد به مهرجرد و میجرت تبدیل شده است. و کلمه پدید در بسیاری جاها بدید آمده است و...

پس نام میبد می تواند ازاین کلمه ها گرفته شده باشد: مهربد و مهرپات. هر دو به معنی نگه دارنده مهر.

چنانکه بد در سپهبد و ارتشبد و مانند آن باقی مانده است.

اما دلایل تاریخی:

*میبد همواره یک از مراکز آیین های کهن ایرانی بوده است . هنوز نیز بزرگترین زیارتگاه و دخمه و آتشکده زرتشتیان در آنجاست.

*هفت نیایشگاه بزرگ آناهیتا و مهر در پیرامون میبد قرار دارد که در مقاله ای در همین تارنما پیرامون آن ها نوشته ام.

* بسیاری از روستاها، هنوز به نام  ایزدمهر در پیرامون میبد وجود دارند: مهرجرد. مهرآباد. مهریز و...

* گنگ دژ و یا نارنج قلعه که از کهن ترین بناهای خشتی جهان و بهشت زمینی ایرانیان بوده و در مرکز آن مهرگرایان بوده اند، در قلب میبد قرار دارد.

* بسیاری از زیارتگاه های پیرامون میبد، پیش تر معبدی مهری بوده و سپس برای جلوگیری از نابودیش نامی عربی به آن داده و داستانی برایش برساخته اند. مانند: پیرچراغ و ده ها پیر دیگر مانند پیرسبز. پیر که از همان پدر گرفته شده مقامی بلند در آیین های مهری بوده است و هنوز بزرگترین ناسزا در میان میبدی ها بی پیر است.

اگر چنین است، پس: زنده و سبز بادا: مهربد یا مهرپات یا میبد!

 


ميبدعروس کوير لوت  

میبدی

 

شولولولو لو لولو!

 شهر ستاره ! شهر ماه!

شهر کبوتران تشنه، بی قرار

بى تو سبز بى بهار

بى تو سرخ بى انار

سپيد بى كبوترم.

*

شولولولولو!

با توام كه آبى ام

با توام، که ماهتابی  ام.

با تو سبز سبز پسته ام.

قنات پر ز قصه ام.

گل گل گليم هاى بى قرار

كبود و سرخ و پرپرم.

*

شولولولولو!

هنوز چكه چكه هاى عشق

از كوه پير سبز

مى چكد به بال و بر پرم.

*

شولولولولو!

آن سبوهاى پر ز خنده

كوزه هاى آه .

پله هاى بلند آب انبار

دختران شرم

پسران نگاه .

سابات های سار وچلچله

*

شولولولولو!

هنوز كاغذ بادهاى من

بر بال بام هاى كودكى

در خانقاه آسمان

سماع   مى كنند.

*

از كوچه باغ هاى باد و شن

با دفى از سپيده و گل هاى اطلسى

دارد گذر مى كند

مادرم هنوز.

  و من صدا مى زنم

از ميان گريه و نى:

  عروس كوير لوت!

مادرم!

شولولولولو!

شولولولولو!

 

 

پایان

 

 

شولولولو: هلهله شادمانی زنان میبدی

 

سبز باشید .    محمود کویر

 


زنان یزد بافندگان تمدن عشق  

 بافندگان تمدن عشق

 

 *سلام بر تاریخ! تاریخ کهن ایران و انسان! سلام بر یزد!

 سلام بر شیرکوه مهربان، با آن همه گیلاس و بابونه و ریحان!

پیر سبز یا چکچک که زمزمه های آب و سبزی و مهربانی است در دل کویر! پناهگاه شهربانو یا پرورشگاه و معبد ناهید!

پیر پارس بانو! سبز سبز سبز!پیرامون نیایشگاه این ایزد بانو پر است از نام های کهن ایرانی: آشتی گاه! هفت آذر! پرپر!

سلام بر پیر هریشت! پیر نارکی! پیر نارستانه! پیرچراغ! دختران یزدگرد یا نیایشگاه آناهیتا یا دیار مهر و مهرابه ها!  نیایشگاه و معبد آب و آبادانی.

غربال بیز ، تالاب و برکه ی مهر و دوستی! بارش باران مهربانی  بر سینه ی برهنه ی کویر!

بارچین! بندر آباد و ده آباد و آباد و آباد و آب و آب و آب!

مهر گرد و مهریز و مهرآباد... شهر مهر و مهربانی.

بر هر گوشه و کنار یزد. شهر تشنه! شهر مهربانی با آب! نیایشگاه مهر و ناهید! الهه ی باران!

 

*کاریز یا قنات در کتاب های لغت به معنای فرهنگ آمده است. قنات رویش و آفرینش زندگی و تمدن است. قنات، جوشش زندگانی است بر زمین. به سراسر کویر بنگرید که چگونه رگ های قنات در تنش دویده است! یزد، سرزمین کاریزهاست. یزد، ایزد آب و قنات و کاریز است.

یزد قلب ایران است. قلب تمدن ایرانی است. شیر، نماد تمدن در ایران است و شیرکوه هم چنان دروازه ی آسمانی یزد است.

*یزد، هنوز نگهبان کهن ترین آیین ها و بناهای ایرانی است. تمدن با ساختن خشت و نهادن دیوار آغاز شد. زنان یزد، نخستین خشت زنان تاریخ ایران هستند. بنا بر اساتیر کهن ایران، آن دیو بود که دیوار را بنا نهاد. دیو فرشته و ایزدبانوی خانه سازی و عشق بود. دیوانه، یعنی عاشق خدا.

زن یا دیو یا الهه ی عشق بود که بر کویر مرکزی ایران، دیوار و خانه را بنا نهاد. هم از این روست که کهن ترین بناهای خشتی جهان، هنوز در یزد دیده می شود.

بنا بر این اساتیر، نخستین زن و مرد،یم و یمه یا جم و جمه یا مشی و مشیانه از داخل ساقه ی ریواسی روییدند: هم سر و هم تراز و هم بر و هم بالا.

و بادگیرهای بلند و مهربان! دست نیایش انسان به سوی نسیم و آسمان!

*پژوهش های باستان شناسی نشان داده است که نخستین مخترعان و سازندگان تمدن بشری، زنان بوده اند. نخستین اختراع بزرگ بشر که چهره ی تاریخ و زندگی را دگرگون کرد، چرخ بود. چرخ کوزه گری، نخستین و مهم ترین اختراع بشری را زنان آٿریدند.

هم از این روست که یکی از کهن ترین مراکز سفالگری ایران در یزد است. سٿال هایی به قدمت زندگی. با آن همه نقش مرغ و ماهی و خورشید. سه نماد بزرگ و باستانی ایران. نماد بهرام و رام و سیمرغ.

بنا بر این اساتیر، هستی هر بامداد از عشقبازی بهرام و رام ، از نو زاده می شود و بانوی بانوان جهان، سیمرغ، آفریننده و رویاننده و افشاننده ی عشق و هستی است.

زنان یزد، نخستین سفالگران این سرزمین بوده اند. سازندگان کوزه های عشق. سبوهای زندگی . پیاله های مهر و زلالی و پاکی! همه و همه رمز است و راز. جلوه های آبی هنر است و عرفان.

* اختراع بزرگ دیگر در میان انسان ها چرخ نخ ریسی بود. رشتن و بافتن.  و هنوز هم از دهان بادگیرهای مهربان، این شاهکار هنر ایرانی، می توان زمزمه های چرخ های نخ ریسی را شنید که در کار باٿتن عشق اند.

به جهان بگویید بیاید تماشا!

از کرباس های سفید که بال فرشتگان را مانند تا رنگ در رنگ، رنگین کمان عشق و مهر بر چیت و چلوار و کدری. خامه دوزی و پته دوزی و زری و مخمل تا.... ترمه!

مروارید عشق است ترمه! نقش و نگار چشم یار است ، ترمه! ابریشم و باران است ترمه. گره عشق است بر زندگی.

دارایی! رنگین کمان آسمان پارچه های دستبافت! از پنجه های مبارک و خجسته ی کار!

ماکوی پر از رنگ و نخ، چون در دستان زن هنرمند یزدی می گردد، بر سینه ی هستی، نور و شور و سور می پاشد. عشق می بافد. نور می تابد.

پارچه های یزدی، این خلعت زنان یزدی، رنگ شعر دارد. عطر شعرهای فرخی بر آن است. می خوانند و می بافند. چه صاف و زلال است زمزمه های سبز و زلال بافندگان یزدی!

 

آی دخترگ ترگلگ ور گلگ خوش قد و بالا

عقدت مکنم، عقد مدارا

- تو که عقدم مکنی، عقد مدارا

منم آهو مشم، مرم به صحرا

_ تو که آهو مشی، مری به صحرا

منم علف مشم، سر در می آرم.....

 

* قالی! قالی بافان ! هنرمندان گمنام و بی نام تاریخ. این گیسوی جوانی دختران یزد است که بافته می شود. با طرحی از بهشت!

هر قالی ، هفت حاشیه دارد. به نشان هفت طبقه ی بهشت! سپس گل است و گیاه و پرنده. باغ و بلبل. بهشت است بر قالی. و در میان آن حوض آب است . باغ بهشت است این قالی.

در ست مانند خانه های یزد! دورتادور خانه، اتاق است و تالارهای خنک با بادگیرهای بهشتی . سپس درخت است و پرنده و در میان خانه، خوض و چشمه و آب. و این طرحی است از بهشت بر زمین و بر قالی. دستاورد  اندیشه و خیال زنان هنرمند یزد و ایران!

و زیرزمین های خنک در تابستان برای انسان و میوه و بام های کاهگلی خوشبو، چون عطر بال ملایکه. که انسان یزدی، در تابستان، روز در زیرزمین است و شب بر بام! و ستاره ها، آنقدر نزدیک، که اگر دستان عشق بلند کنی، می توانی از بام آسمان ، سبد سبد، ستاره بچینی!

* زنان یزد، دختران باغ و صحرایند. شیٿتگان باغ اند.

هر کوچه برای خودش کوچه باغی است. خانه ها، نیز هر کدام باغی دارند.

باغ و باغستان، در میان این کویر سوزان!

باغ های انار و انجیر!

باغ های پسته و خرما!

از دامنه های شیرکوه تا آن سوی انارک. انار است و نار قلعه است و انار است و انار! انار زندگی!

بر کناره های راه، درختان توت است. نذر عشق! برای رهگذران خسته و تشنه. مانند آب انبارهای جادویی!  نگهبان باغ و بوستان مردانند، اما پرورش دهنده و درو کننده و میوه چینان این باغ و بستان زنانند. دختران انار و پسته. دخترانی که پسته ها را خندان می کنند. که خنده ی پسته از شادمانی آنان است.

* هم از این رو بود که نوشتم یزد مرکز و پرورشگاه و بنگاه تاریخ کهن ایران است و زنان یزد، هنرورزان و پرستاران گمنام و بی نشان این تاریخ و سرزمین هستند.

زنانی که در تاریخ هنر نامشان جاویدان است. آنان که با گل و پرنده، با ابریشم و حنا، با انار و پسته، بر این سرزمین، تمدن را بنا نهادند. تمدن عشق را!

و  اینک بر آستان سده ی بیست و یکم، برخاسته اند تا با خرد و مهر، با اندیشه و عاطٿه ،کاری کنند کارستان!

ترمه ی خوشرنگ تاریخ با دستان شما بافته می شود. فردای زیبا و رخشان بر بام شما طلوع می کند!

سبز باشید!

محمود کویر. 


ادامه ....
زنان یزدی ، نوروزی خوانان تاریخ
زرگران هنرمند ولایت ما
یزدیان و حضرت عشق
 

منوي اصلي

با شاعران

زندگی نامه ای و چندین شعر از هرکدام. نگاه من به شاعران ایرانی ! کوتاه و ساده، تا همگان را گزیده ای فراهم آورده باشم


دفتر يادگاري


ورودي اعضا
شناسه

رمز عبور

ذخيره اطلاعات كاربري
فراموش كردن رمز?

انتخاب مرورگر
اضافه به ليست سايتهاي دلخواه
صفحه اصلي مرورگر كنيد

 
 Search


اجراء وطراحي توسط شركت فاراب رايانه يزد copyright 2006 www.mahmoodkavir.com All right reserved