Advertisement
صفحه اصلي

جديدترين اخبار سايت

بلوك ميبد

 

توكا خانم

 

ببار اي دف

باغ تماشا

 

تاريخ طنز در ايران

 

فرزندان فردا

آوازهای هزارو یک پاییز



سي دي صوتي از اشعار محمود كوير

سي دي صوتي

آزاليا گزيده ي شعر محمود كوير



دفتر شعر محمود كوير

بارانك خانم

دفتر شعر محمود كوير



منتظر نظرات و پيشنهاد هاي سازنده شما هستيم



به سايت خوش آمديد

تاريخ جنبش درويشان

كتاب تاريخ جنبش درويشان

اثري بيادماندني از

محمود كوير




آخرين مطالب
نقدی دیگر
جایزه ادبی
سرگذشت شعر پارسی
آفرینش در شاهنامه
حکمت در شاهنامه
با زال در شاهنامه
باده در میخانه ی حافظ
عشق به رنگ حافظ
کتاب تازه
شهر فرزانگان

با ايرانيان


ساعت و تقويم

آمار سايت
447114 بازديد كننده تا كنون

از اعضا كسي آن لاين نيست

9 مهمان آنلاين

پيامهاي شخصي
شما 0 پيام جديد داريد.

Free counter and web stats



خنیاگری محمودکویر   چاپ  ارسال با ايميل 

 

خنیاگری

شعرخوانی:محمود کویر

 

محمود کویر گزیده­ای از شعرهای تازه­ی خود را در برابر دوربین فیلمبرداری خوانده است و اینک آن را به صورت یک(دی وی دی) روانه­ی بازار نشر کرده است.

وی در باره­ی خنیاگری می­نویسد:

خنیاگری چیست؟

هستی تپش دارد. همه ی گرده ها و نرمه‌های هستی در تپش‌اند. تپش یعنی ریتم و ضربان. از تپش تک یاخته ها در ژرفای اقیانوس ها تا تپش های سمفونی پنج بتهوون. دام دام. دام دام. دامددام دام دام. و تپش یعنی آهنگ . یعنی زیبایی.

کلمه نیز تپش دارد. ریتم دارد. زیباست. کلمه ها از آوازهای طبیعت مانند شرشر آب وغرش رعد و آواز پرندگان، از لالایی ها، زمزمه های  عاشقانه  و هیهای  بافندگان و برزیگران و دیگر کارورزان زاده شده اند.

کلمه ها شعر هستند. شعر بوده اند. ما از گوهر ریتم و زیبایی تهی شان کرده ایم.

نقاشی، شعر رنگ است.

رقص، شعر تن است.

  همه چیز شعر است. برگ های بید شعر است. زمزمه جویبار شعر است. نسیم شعر است. تاریکی شعر است. پروانه شعر است.پرواز گروهی مرغابیان و درناها، غزل است. دویدن آهو بچه‌ها دوبیتی است.کوچ ایل، قصیده است.

آن چه من به نام شعر می سرایم اما:

آمیزه ای است، رنگین کمانی است از آنچه شما شعر می شناسید با

داستان و روایت و نقاشی و ترانه و موسیقی و سنگ و پروانه و تاریکی و سکوت.

کلاژ است.

خنیاگری است.

کار کولیان و خنیاگران و گوسان ها بوده است.

کودک که بودم، بامدادی از مدرسه می گریختم و از روستا به شهر می رفتم. پنهانی و ترسان. می رفتم سینما. و غروب که بر می گشتم، کودکان بسیاری بر پشت بام کاهگلی در انتظار قصه های من بودند.

یک هفته برایشان از آن فیلم دو ساعته قصه سر می کردم. خودم قهرمان بودم و ضد قهرمان. خودم اسب بودم و مار. خودم طبل بودم و تار. خودم باد بودم و بید. می خواندم و می رقصیدم و قصه می گفتم .

 بر اسب می نشستم و با دشمن در می آویختم،

 شکست می خوردم و فتح می کردم،

 می گریستم و می خندیدم.

این یعنی همان خنیاگری

نوع کودکانه اش.

حالا هم کودکم

و این هم خنیاگری است.

شعرهایی چون:

 به جانب دریا، مکاشفات دارومای شاعر، سماع سایه‌ها با گارسیا، زبور دارومای شاعر، خنیاگری،

  از این دسته‌اند.

این گونه شعر در خون و جان من است. خودم است. من من است. کودکی نی سوار در کوچه های باد. همین.

 

سبز باشید.

 

 

چنانچه دوستانی بخواهند می­توانند مهربانی نموده و با این آدرس تماس بگیرند تا برایشان فرستاده شود:

mahmoodkavir@hotmail.com

 


 

منوي اصلي

با شاعران

زندگی نامه ای و چندین شعر از هرکدام. نگاه من به شاعران ایرانی ! کوتاه و ساده، تا همگان را گزیده ای فراهم آورده باشم


دفتر يادگاري


ورودي اعضا
شناسه

رمز عبور

ذخيره اطلاعات كاربري
فراموش كردن رمز?

انتخاب مرورگر
اضافه به ليست سايتهاي دلخواه
صفحه اصلي مرورگر كنيد

 
 Search


اجراء وطراحي توسط شركت فاراب رايانه يزد copyright 2006 www.mahmoodkavir.com All right reserved