|
حافظانه ها ی سوم
حافظانه ها، خوانش من است از غزل های حافظ.
برای هر تفاوتی که با خوانش دیگران، از جمله حافظ سایه و غنی و خانلری دارد، دلایل بسیار دارم.
اغلب نسخه های خطی را نیز نگاه کرده ام.
سر انجام به این خوانش رسیدم که خواهید خواند:
خوانش دیگران:
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز
که دعای صبحگاهی اثری کند شما را
**
خوانش من:
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعهای ده تو به حافظ سحرخیز
که شراب صبحگاهی اثری کند نگا را
**
در مصرع نخست بیت بالا حافظ می گوید که جرعه ای شراب صبحگاهی به من سحرخیز بنوشان، زیرا که، شراب صبحگاهی اثر بسیاری دارد.. اما نمی دانم چگونه کاتب شراب را برداشته و دعا گذاشته است. آخر دعا را که جرعه نوشی نمی کنند!
و می دانیم که حافظ بارها و بارها از شراب صبحگاهی و صبوحی در غزل های خویش یاد کرده است. |