Advertisement
صفحه اصلي

جديدترين اخبار سايت

بلوك ميبد

 

توكا خانم

 

ببار اي دف

باغ تماشا

 

تاريخ طنز در ايران

 

فرزندان فردا

آوازهای هزارو یک پاییز



سي دي صوتي از اشعار محمود كوير

سي دي صوتي

آزاليا گزيده ي شعر محمود كوير



دفتر شعر محمود كوير

بارانك خانم

دفتر شعر محمود كوير



منتظر نظرات و پيشنهاد هاي سازنده شما هستيم



به سايت خوش آمديد

تاريخ جنبش درويشان

كتاب تاريخ جنبش درويشان

اثري بيادماندني از

محمود كوير




آخرين مطالب
نقدی دیگر
جایزه ادبی
سرگذشت شعر پارسی
آفرینش در شاهنامه
حکمت در شاهنامه
با زال در شاهنامه
باده در میخانه ی حافظ
عشق به رنگ حافظ
کتاب تازه
شهر فرزانگان

با ايرانيان


ساعت و تقويم

آمار سايت
446661 بازديد كننده تا كنون

از اعضا كسي آن لاين نيست

5 مهمان آنلاين

پيامهاي شخصي
شما 0 پيام جديد داريد.

Free counter and web stats



شهر فرزانگان   چاپ  ارسال با ايميل 

بذر مرگ بر شهر فرزانگان

 

ما بارگه دادیم، این رفت ستم بر ما

بر قصر ستمکاران، تا خود چه رسد خذلان

 

در شمال خاورخوزستان در دوره  اشکانی وساسانی، شهر بزرگ و آبادی با كشتزاران نیشكر، و باغ­های خرم، قرار داشت كه یكی از بزرگترین مراكز دانش و فرهنگ در زمان خود به شمار می رفت.نام این شهر جندی شاپور بود كه برای دانشكده پزشكی و بیمارستان نامدارش، در جهان آنروز آوازه ای به سزا  داشته و از هر سو دانشمندان و دانش پژوهان را بسوی خود فرا می­خواند.

دانشگاه گندی شاپور که  جندیشاپور نیز نامیده شده در  سال دویست و هفتاد و یک میلادی   در زمان ساسانیان بنیادی تازه یافت. این فرهنگستان همچنین دارای بیمارستانی آموزشی و یک کتابخانه ی بزرگ بود. بیمارستان جندی شاپور نخستین بیمارستان آموزشی جهان بود. در این فرهنگستان دانش‌های فلسفی و پزشکی تدریس می‌شد.

برخی پژوهشگران بر این باورند که بنیادی دانشگاهی از زمان پارتیان در این جایگاه قرار داشته‌است. شاپور یکم جندی شاپور را پایتخت خود قرار داد. این شهر برخلاف گمان رایج که نام آن را از نام شاپور می دانند، ریشه ای بس کهن تر دارد. نام گندیشاپور ازجنتاشابیرنا به معنی  باغ زیبا آمده است.

 شهر با خیابان های وسیع و مستقیم، چهار راه های منظم و كوچه های موازی با ساختمان های بیشتر یك طبقه و گاهی دو یا سه طبقه بوده‌است. روی هم رفته شهر همانند شطرنج و دارای چندین خیابان طولی و چندین خیابان عرضی بوده ، به گونه‌ای كه شباهتی به یك صفحه شطرنج داشته است.

ابن العیری در مختصر الدول نوشته است: شاپوردانشمندان و كارشناسانی ازهند و یونان و روم به ایران دعوت كرد و پزشكانی چند را از آن نقاط استخدام نمود و از همهی آنها در راه توسعهی دانشگاه جندی شاپور كمك گرفت تا دانشگاه جنبهی جهانی و بینالمللی داشته باشد. ابیالفدا نیز اشاره نموده است كه شاپور بسیاری از كتب طبی و نجومی و ریاضی را از هندی و یونانی ترجمه كرد و اوستا را جمعآوری نمود و در اختیار خواستاران و پژوهشگران قرار داد.

قفطی نوشته است كه شاپور تا آن اندازه به دانشگاه جندی شاپور اهمیت میداده و عشق میورزیده كه خود در هنگام انتخاب و امتحان استادان جدید، در جلسهی مصاحبه و امتحان حضور مییافت و در حضور دانشمندان و استادان با داوطلبان استادی، بحث و مناظره میكرده است.

 

نام آوری جندی شاپور بیشتر در زمان خسرو انوشیروان بود. وی گرایش فراوانی به دانش و پژوهش داشت و گروه بزرگی از دانشوران زمان خود را در جندی شاپور گرد آورد. در پی  فرمان خسرو، برزویه، پزشک بزرگ ایرانی، روانه ی هند شد تا به گردآوری بهترین‌های دانش هندی بپردازد. دانشمندان و پزشکان جهان از یونان نیز به این دانشگاه پناه آوردند و صدها جلد کتاب نوشته و یا ترجمه کردند. پژوهشگران نوشته اند که:

وی در زمان شهریاری خود، توانست بیش از هشتصد جلد كتاب از یونانی و رومی و سریانی و هندی را به یاری مترجمان به پهلوی برگرداند و در دسترس پژوهندگان قرار دهد. او گذشته از این كار، گروهی از كارشناسان و دانشمندان دربار را برای بازدید و نقشهبرداری از كلیه حوزههای علمی و مدارس بزرگ و معروف جهان به یونان و روم و انطاكیه و اسكندریه و هندوستان گسیل داشته است.

به تشویق شهریار بزرگ ساسانی جلسات بحث و مناظره و مشاوره با شركت محققین و دانشمندان و حكمای نامی در جندی شاپور برگزار می­شد. خسروخود اغلب در این گونه نشست­ها كه گاه کلید مسایل علمی و معرفتی در سطوحی والا بود شركت می­جست و شاید تأثیر همین گفت و شنودها و پژوهش و كاوش­های ژرف بود كه علاقه وافری در شهریار ساسانی و نسبت به آموزش فلسفه و حكمت یونان پدید آورد. استادان خسرو انوشیروان درزمینه حكمت یونان كهن بزرگان شهیری چون پولوس پرسا و اورانیوس یونانی بودند. چهره های سرشناس دیگری چون السونطائی و درستاباز پشتوانه اعتبار جندی شاپور بودند.

 پزشکان در این مرکزبرپایه راه دانشمندان اسكندریه و براساس طب جالینوس عمل می‌كردند. طب جالینوس به بیماری ها  به صورت تخصصی نمی‌پرداخت، اما اولین بار پزشكان جندی شاپور با یوحنا بن ماسویه در كتابی تحت عنوان‌«جزام» و حنین ابن اسحاق در كتابی با نام الاغذیه علی تدبیر الصحه و اسحاق بن عمران  در كتاب مالیخولیا به شیوه تخصصی به یك موضوع پرداختند.

  در زمان خسرو بود که در سراسر ایران دبستان ها برقرار و آموزش اجباری گردید:

ز دانش جهان یك سر‌آباد كرد                    دل زیردستان به خود شاد كرد

همان كودكان را به فرهنگیان                     سپردی چو بودی ور اهنگ آن

به هر برزنی بر، دبستان بدی                    همان جای دانش پرستان بدی

 

در کتاب مقدمه ای برتاریخ علم نوشته جرج ساتورن آمده است: در یونان قدیم ژوستی نین مدارس علمیه رابه عنوان اینکه ناشر افکار ضاله وبت پرستی هستند ، بست ودانشمندان آن ازترس کشته شدن به ایران فرارکردند وهمگی آنان درجندی شاپور مشغول به کار شدند. از جمله بزرگان مدارس آتن یونان سیمپلکیوس وپرسکیانوس که از برجسته ترین دانشمندان بوده اند نیز حضورداشته اند.در جایی دیگر آورده است بانسطوریانی که در چهارصدونودوشش میلادی از ادسا رانده شدند و بعدها برای نو افلاطونیانی که درپانصدونوزده میلادی از آتن تبعید شدند، دانشگاه جندی شاپور پناهگاه آنان شد. نسطوریان ترجمه های سریانی آ ثارطبی یونان ونو افلاطونیان افکار فلسفی خویش را با خود آوردند.ابی اقتدا مورخ بزرگ  می نویسد که در جندی شاپور توجه زیادی به جمع آوری کتب فلسفی وترجمه آن به زبان پهلوی بوده است. ابن ندیم در کتاب الفهرست می نویسد که کتابخانه بزرگ جندی شاپور بزرگترین مرکز گردآوری وترجمه بوده است.

 جندی شاپور از کانون‌های اصلی دانش و فلسفه وپزشکی در جهان باستان شد. در پاره ای کتاب ها به برگزاری آزمون برای دادن اجازه طبابت به دانش‌آموختگان دانشگاه جندی شاپور شده‌است. شاید این نمونه نخستین برگزاری آزمون دانشگاهی در جهان بوده باشد.

تمامی کتاب‌های شناخته شده آن روزگار در زمینه پزشکی، در کتابخانه جندی شاپور گردآوری و ترجمه شده بود، با اینکار جندی شاپور تبدیل به کانون اصلی انتقال دانش میان شرق و غرب گشت.

جرجی زیدان می نویسد: خسرو انوشیروان در جندی شاپور برای معالجه بیماران و آموزش پزشكی، بیمارستان جندی شاپور را دایر نمود و از هندوستان و یونان پزشكانی استخدام كرد تا در آنجا طب هندی و طب یونانی (بقراطی) تدریس كنند، درنتیجه ایرانیان دارای دو رشته پزشكی شدند و بیمارستان جندی شاپور شهرت بی نظیری در دنیای آنروز پیدا كرد.

جرجی زیدان می نویسد: بیمارستان كلمه ای فارسی است و به معنای محل بیماران می باشد. در دوره  اسلامی، بیمارستان مشتمل بر مدارس طب هم بوده و همانجا درس طب می خواندند و بیماران را معاینه و شناسائی می نمودند. عرب­ها ایجاد بیمارستان را از ایرانیان آموختند، مانند بیمارستان جندی شاپور كه بزرگترین بیمارستان پیش از اسلام بود.

مهمترین منابعی كه میراث چندین هزار ساله بشر را در این علم به مسلمانان انتقال داد، كتب و آثار گرانبهائی بود كه در نتیجه تكاپوی چندین صد ساله پزشكان دانشمند از جوامع مختلف ایرانی، یونانی، هندی و سریانی در جندی شاپور جمع آوری و تدوین شده بود. بنیاد بیمارستان در بغداد در زمان خلیفه هارون الرشید تقلید كاملی از بیمارستان جندی شاپور بود و زیر نظر دانشمندان  جندی شاپور اداره می شده است.

شهر جندیشاپور را شهر فرزانگان می خواندند و تازیان نیز در بغداد و با کمک پزشکان ایرانی و بردن کتاب های بازمانده از یورش تازیان از  دانشگاه جندی شاپور، مرکزی پزشکی در بغداد راه انداختند و آن را  به تقلید از ایرانیان، بیت الحکمه یا خانه فرزانگان نام نهادند.

 شکوه جندی شاپور تا دوران تازیان نیز گسترش داشت و خانواده بختیشوع تا آخرین روزگار جندی شاپور یعنی فروپاشی  این مركز علمی به صورت خانوادگی در آن حضور داشتند تا زمانی كه هارون به پسر بختیشوع می گوید كه بیمارستانی شبیه به بیمارستان جندی شاپور در بغداد برپا كند. این زمان اغاز فرو افتادن جندی شاپور وبرآمدن بغداد است.

تازیان در سال بیست هجری کتابخانه ی این شهر را نابود کردند و بسیاری از کتاب ها را سوزاندند. بنا به نوشته ابن خلدون و دیگر تاریخنگاران،تازیان کتابخانه های ری و فارس و جندی شاپور را به آتش کشیدند.
    
یاقوت حموی می گوید: در قرن هفتم، من با خرابه های جندی شاپور برخورد كردم. در واقع، شروع زوال جندی شاپور از قرن چهارم هجری برابر با قرن نهم میلادی است.

در اخبار الحكماء قفطی آمده است:

اهل جندی شاپور ازپزشكانند و در میان آنان در این فن مردمان حاذقی وجود دارد. این فن از عهد ساسانیان در این شهر در حد كمال خود متداول بوده و بهمین سبب است كه آنان بدین مرتبه از علم رسیده اند.

در مدرسه طب از تجارب ملل مختلف از جمله هندوان، یونانیان، اسكندرائیان و علمای سریانی زبان بهره بسیار گرفته میشد. طب ایران بهتر و بیشتر از طب دیگر ممالك پیشرفت و ترقی حاصل كرده است.اطبای جندی شاپور دستورها و قوانینی برای این شغل مقدس (طبابت) وضع كردند و كتابهای سودمندی در این زمینه نوشتند.

شاپور هفت سال برای ساختن دانشگاه گندی‌شاپور تلاش کرد و در روزبازگشایی گندی‌شاپور گفت: شمشیرهای ما مرزها را می‌گشاید و دانش و فرهنگ ما، قلب‌ها و مغزها را تسخیر می‌کند.

***

امروز اما...

 

شهر فرزانگان،  نخستین دانشگاه جهان از جغرافیای ایران محو شد.

بزرگترین و کهن ترین دانشگاه جهان که از نظر پزشکی در جهان آن روز بی مانند بود یک بار  با انتقال مراکز پزشکی آن به بغداد توسط تازیان روی به ویرانی نهاد و این بار در روزگار ما بازمانده های آن را نابود کردند و بر مزار آن بدر مرگ پاشیدند..

فاجعه‌ای كه در محوطه باستانی جندی‌شاپور، افتخار علمی ایران باستان، در جریان است با هیچ كلمه، جمله و عبارتی قابل توصیف نیست. دریایی از آجرهای سالم و شكسته و سفالهای خرد شده در محوطه پراكنده شده است كه نشان از غنای بی‌بدیل منطقه دارد. تپه‌ها یا به منظور احداث كانال آب از وسط به دو نیم شده و یا به منظور انضمام دو متر زمین به اراضی كشاورزی، مورد تخریب مستمر واقع می‌شوند. كلیه تپه‌های موجود به طرز وحشتناكی  مورد حفاری قرار گرفته است. عبور و مرور ماشین‌آلات سنگین و آبیاری  خسارات و لطمات جبران‌ناپذیری به محوطه باستانی وارد آورده و با صدمه غیرقابل جبران به لایه‌های باستانی امكان كاوش‌های علمی و باستانشناسی را با مشكل جدی مواجه ساخته است. میزان خسارات قابل برآورد نیست. جندی شاپور به بركت تدبیر مدیران و لیاقت لیاقتمندان و شعور كشاورزان مثل شمع آب  شد.

اكنون تنها خاطره ای از شهر باستانی «جندی شاپور» در ذهن ها باقی مانده است. این سرزمین  كه تپه های باستانی فراوانی را در خود جای داده بود، اكنون به زمین هایی مسطح تبدیل شده است كه كشاورزان قلع و قمع اش کردند و حفاران غیرمجاز اشیای باستانی اش را به غارت بردند. با شخم زدن و مسطح كردن این زمین ها، اشیا و ظروف شهر ساسانی جندی شاپور روی زمین های كشاورزی رها شده و هنگام راه رفتن صدای خرد شدن این اشیا زیر پاهای عابران شنیده می شود. از دانشگاه این شهر اكنون دیگر حتا آثاری اندك به جای نمانده است. پاشنه گردهای سنگی ساسانی كه دروازه های شهر جندی شاپور روی آنها می چرخیدند،‌ به حال خود رها شده و كشاورزان اجزای این پاشنه گردهای سنگی زیبا را به یغما برده اند. از نظر این كشاورزان كه تعداد آنها بی شمار است، هرگونه سفال، شی، ابزار و آثاری از دوره ساسانی مضر و خطرناك است و می تواند به جلوگیری از كشت و زرع آنان منجر شود. در سراسر محوطه جندی شاپور، گودال هایی عمیق دیده می شود كه حفاران غیرمجاز و قاچاقچیان اشیای عتیقه،‌ آنها را حفر كرده و اشیای یافت شده را به یغما برده اند. هیچ كس برای نجات این محوطه باستانی كه به شهر فرزانگان معروف است، كاری نمی كند و شهری كه قرن ها باعث افتخار ایرانیان بوده شهرت پزشكی اش در سایر نقاط جهان زبانزد خاص و عام بوده، اكنون  به دست فراموشی سپرده شده است.

 آیندگان به خاطر تخریب بزرگترین ثروت باستانی ایران هرگز ما را نخواهند بخشید.

**

 

 

 


 

منوي اصلي

با شاعران

زندگی نامه ای و چندین شعر از هرکدام. نگاه من به شاعران ایرانی ! کوتاه و ساده، تا همگان را گزیده ای فراهم آورده باشم


دفتر يادگاري


ورودي اعضا
شناسه

رمز عبور

ذخيره اطلاعات كاربري
فراموش كردن رمز?

انتخاب مرورگر
اضافه به ليست سايتهاي دلخواه
صفحه اصلي مرورگر كنيد

 
 Search


اجراء وطراحي توسط شركت فاراب رايانه يزد copyright 2006 www.mahmoodkavir.com All right reserved